یک توضیح مختصر

راجع به پست قبلم یه توضیح مختصر بدم

داستان از این قراره من باید فیلد کاریم رو عوض کنم الان تو یه شرکت تولید درهای مقاوم حریق و ضد سرقت فلزی هستم منم تو قسمت برنامه ریزی تولید این شرکت کار میکنم پوزیشنم دستیار مدیر تولیده

یا یه چیزی تو همین مایه ها شرکت شرکت کوچیکیه با ۱۲۰ تا پرسنل

اصلا سیستماتیک نیست کاملا سنتی داره کاراشو انجام میده

از لحاظ تکنولوژی ساخت تو ایران فقط خودشونن

حالا من اگه بمونم تو همین صنعت یه جوری موندگار میشم و همه دیگه من رو یه مهندس صنایع با تجربه کاری ساخت درهای فلزی میشناسن

این اصلا برای من خوب نیست!!! خوب وقتی این کار رو قبول کردم یه جورایی مجبور بودم چون تازه ازدواج کرده بودم و به این شغل احتیاج داشتم

اما خوب به نظر خودم درجا زدن تو همین جا برام ضرر داره

هم برای ایرانم هم برای رفتنم به کانادا چون بازم این صنعتی که الان توشم مطمئنم اونجا هم فراگیر نیست و یه صنعت خاصه

باید خودم رو بکشونم به جاهایی مثل خودروسازی ها یا نفت و گاز و یا ...

حالا مشکل کجاست؟

مشکل اینجاست که وقتی بحث تغییر شغل شکل میگیره اول از همه پیدا کردن یه پارتی مهمه که تو رو تو یه صنعت خاص قبول کنن بعد که تو یه پوزیشن پایین قبول شدی خودت راهت رو ادامه بدی

این موضوع فکر من رو مشغول کرده

مهم نیست خودم میتونم حلش کنم اگه پست قبلی رو نوشتم صرفا به خاطر این بود که یه نکته بگم انتخاب کاری که میخوایم بکنیم خیلی تو آیندمون تاثیرگذاره

 اونقدر ها هم مختصر نشدا

بابای دارا حرف خوبی میزنه میگه من واسه پول کار نمیکنم پوله که واسه من کار میکنه


فرانسه رو هم دنبال میکنیم با مهمترین افعال فرانسه

ÊTRE – بودن 


در مورد ÊTRE  حرف و حدیث زیاده اما در کل معنی to be  انگلیسی رو میده صرفش هم به شکل زیره

  • je suis
  • tu es
  • il est
  • nous sommes
  • vous êtes
  • ils sont

AVOIR – داشتن 

AVOIR  این فعلیه هم معنی خودش رو داره هم زمان سازه یعنی باهش گزشته رو میسازن پس حفظ کردنش از اوجب واجباته

  • j'ai
  • tu as
  • il a
  • nous avons
  • vous avez
  • ils ont

FAIRE – انجام دادن

این فعل هم از اون فعلهاست که خیلی فرانسویها دوسش دارن هی باهاش فعل های جدید میسازن

  • je fais
  • tu fais
  • il fait
  • nous faisons
  • vous faites
  • ils font

DIRE – گفتن
دیگه این که گفتن نداره تو بحث های خاله زنکی که فرانسوی ها از ما استادترن به کار میره مثلا فلانی چی گفت اون یکی چی گفت

  • je dis
  • tu dis
  • il dit
  • nous disons
  • vous dites
  • ils disent

ALLER – رفتن

این فعل هم مثل داشتن یه فعل زمان سازه

  • je vais
  • tu vas
  • il va
  • nous allons
  • vous allez
  • ils vont

VOIR – دیدن
این فعل هم تو مایه های همون گفتنه میدونید چرا؟ چون بالاخره خوب باید اول دید بعد گفت دیگه پس این هم مهمه

  • je vois
  • tu vois
  • il voit
  • nous voyons
  • vous voyez
  • ils voient

SAVOIR – دانستن

این یکی هم یه فعل خوب و مهمه که خیلی کاربرد داره

  • je sais
  • tu sais
  • il sait
  • nous savons
  • vous savez
  • ils savent

POUVOIR – توانستن 
توانستن هم که ادم هی باید از تواناییهاش بگه یا بر عکسش موقعی که می خوای در بری باید بگی نمیتونم پس مهمه

  • je peux, puis
  • tu peux
  • il peut
  • nous pouvons
  • vous pouvez
  • ils peuvent

FALLOIR – لازم بودن
این بیشتر واسه جاهایی به کار میره که یه چیزی لازمه انجام کاریه فقط هم به یه شکل میاد اونم

  • il faut

VOULOIR – خواستن

کوچولو ها و تنبل ها این رو بیشتر به کار میبرن چون فقط  میخوان

  • je veux
  • tu veux
  • il veut
  • nous voulons
  • vous voulez
  • ils veulent

حفظ این فعل ها از نون شب هم برای فرانسوی زبونها واجب تره این فعل هارو باید جوری حفظ باشید که

  1. سر و ته
  2. ته و سر
  3. اول به اخر
  4. اخر به اول
  5. وسط به دو طرف
  6. یکی در میون
  7. دو تا در میون
  8. هوپ

دیگه نمیدونم هر جور میشه حفظ کرد

 

تغییر فیلد کاری در ایران یا کانادا

این فایل نامبر ما نیومد که نیومد 3 ماه بیشتر شده 2010/10/10 تا امروز که 2011/1/15 هرچند زنگ که زدم به وکیلمون گفت دیر نشده تا 5 ماه هم داشتم که دیربیاد.اما گفت سر 4 ماه ایمیل میزنه . چه میدونم والا...

راجع به یه موضوع خیلی مهم میخوام صحبت کنم امروز

خیلی ذهن خودم بهش مشغوله

این موضوع هم ایران هم تو کانادا و هم تو کل دنیا به نظر من مهمه

موضوع اینه چند وقت پیش یه کاری تو یه شرکت خودرو ساز بهم پیشنهاد شد خیلی موقعیت خوبی بود برام

تقریبا ok شده بود که یه طرفی که میخواست من رو قبول کنه گفت من کسی رو میخوام که تجربه تو صنعت خودرو سازی داشته باشه

خوب من الان تو یه شرکت کار میکنم که تو کار ساخت درهای مقاوم حریق و ضد سرقته

خیلی فکرم مشغول شد که چطوری میتونم فیلد شغلیم رو عوض کنم

این مطلب از 2 جهت میتونه کمک کننده باشه

1- واسه کسایی که هنوز کار حرفه ایشون رو شروع نکردن! اونها به نظر من بهتره که یکم دندون رو جگر بزارن و کار اولشون رو تو اون صنعتی که دوست دارن شروع کنن یعنی هر کاریو شروع نکنن. خیلی ها رفتن خارج و کارهایی رو شروع کردن که به اصطلاح بهشون میگن کارهای برای بقاء و تو همون شغل موندن مثل رانندگی و چه بسا خیلی هاشون آدمهای تحصیل کرده ای بودن اما دیگه تو اون شغل گیر کردن

2- واسه کسایی که رفتن تو یه صنعتی اما دوست دارن شغلشون رو عوض کنن (مثل من)

خوب خودم یه راه حل به ذهنم میرسه نمیدونم خوبه یا بد نمیدونم جواب میده یا نه

اونم اینه که یه مدت برم برای یکی از این شرکت ها مجانی کار کنم تا حداقل تجربه کار تو اون صنعت رو پیدا کنم بعد از اونجا که میگن کار تو کار پیدا میشه فیلد شغلیم رو عوض کنم

کسی اگه نظر خاصی یا راه حل بهتری داره که حداقل ریسک رو برام داشته باشه بگه خیلی برام مهمه

همین جوری نیاید وبلاگ رو بخونین بعد برید خوب بگذارید باهاتون صحبت کنم نظر بذارید بدونم کیا میان اینجا!

درس فرانسه هم داریم امروز

یه اشتباه بسیار مصطلح تو فرانسه به کار بردن anniversaire

اشتباه: C'est notre anniversaire

درست: C'est l'anniversaire de notre mariage

 کلمه فرانسوی anniversaire به اصطلاح انگلیسی ها  semi-false cognate است. این کلمه میتونه معنی جشن ازدواج رو هم بده اگه شما مشخصش کنید مثلا  anniversaire de mariag(جشن عروسی) یا   anniversaire de sa mort (مراسم مرگ کسی) و یا غیره

اگر این کلمه رو تنها به کار ببرید فقط معنی جشن تولد کسی را میدهد و تنها وقتی میتونید بگید "c'est notre anniversaire" که بخواید راجع به تولد کسی صحبت کنید.


زبان قرمز و داستان سرسبزي کله!!!

بابا پدرم در اومد اخه من که برنامه نویس نیستم

یه برنامه دادن من بنویسم با vb خوب معلومه دیگه من خیلی سخت تر میتونم بنویسم تا یه مهندس برنامه نویس

۱۲ تا حلقه نوشتم

۲۰ تا if 

چشام حلقه حلقه شد اینقدر نوشتم

بیچاره اینایی که تو مایکرو سافت برنامه مینویسن

انقدر هم استرس دادن که اينو ما لازم داريم که جرات نميکنم سرمو بالا بيارم

البته بازي جالبيه و قتي يه تيکه کارو درست انجام ميده يک حالي ميده که نگو

ولي خوب بعضي اوقاتم ميرم تا آخر ميبينم راهي که رفتم گيره فلسفي داره

برنامه نويسي تازه خودم شروع کردم اونم با کتاب

نمي دونم چرا وقتي سره اين مسئله که چطوري ميشه اين مشکل رو حل کرد

دهن من خودش يهويي باز شد گفت من فکر کنم يه راهي بلد باشم

جريان همون زبون سرخ و سر سبزه

البته اينم بگما خودمم کرم داشتم معلومات خودم رو مهک بزنم

اما خوب ديگه مهک زدم بيخيال شين

نميشيييييين؟؟؟؟

مگه دست خودمه!!!!؟؟؟؟ چي ميگيد؟ خوب من کيک شکلاتي خوردم گفتم من يه راهي بلدم

خوب 70% کار ميکنه ديگه 30% اشم ببخشيد

عجبااا

مثل اينکه نميشه کاريش کرد هرچند خودمم کرمم گرفت برم بازم اين سلولهاي خاکستريمو کار بندازم ببينم چي پيش ميياد

جريان کامونيتيمم يادم نرفته ها اما يکم سخت شده اولا که هنوز 5 تا که اول گفتم نشديم

هم اينکه مسير هامون خيلي دوره يکيمون که اصلا کاناداست

خوب بايد يه راهه حلي واسه اينم پيدا کنيم

داستان فرانسه هم اين سري تعطيله شانس آوردين استاد به علت الودگي هوا اين جلسه نيستش

برين عشق و حال کنين!

 

 

رويا پاشو پاشو!!!! واقعيت!!!

خوب مثل اینکه پست قبلیم کم کم داره جون میگیره این پایینم لینکشه برا کسایی که دارن با ریدر می خونن وبلاگم رو

چیزی به اسم جامعه

خوب ۲ ۳ تا از بچه ها خواستن این کامونیتی رو تشکیل بدیم خوب من خیلی خوشحالم

اما این وسط یه سری چیزهاست که لازم شد بگم

اولا الحمد ا... تو این یکی دو سال اخیر این فرهنگ ایجاد جامعه ایرانی کم کم داره تو بچه ها شکل میگیره

و خوب از اونجایی که ما ایرانیا یا تو یه کاری نمیریم یا بریم تا تهش میریم من از آینده جامعه ایرانیها مخصوصا تو کانادا خیلی خوشبین هستم

خوب اولا من یک سری از اهدافم رو بگم از تشکیل این کامونیتی

خیلی های دیگه قبل از ما این جامعه رو تشکیل دادن

اما خوب اکثره این گروهها گروههای قدیمین و اکثرشون هم یا رفتن یا منتظره مدیکالن و یا منتظره ویزا

خوب این اجتماع جدید مخصوص اندک ماه هاست (واژه اندک ماه رو ما تو خدمت به اونایی میگفتیم که تازه اومده بودن خدمت)

خوب این اندک ماهها که ماها باشیم چی کار میتونیم انجام بدیم

جواب: خیلی کارها!!! مثلا کوچیک کوچیکش اینه که ایمیل های بچه ها رو جمع میکنیم هرکی هر مطلب مفیدی که به نظر میرسه واسه بقیه هم میتونه کارساز باشه رو براشون بفرستیم اینجوری دیگه تقریبا میشه گفت مطالب خیلی چکیده تر و مهم تراش دستشون میرسه اینجوری کلی از انرژیشون و وقتشون صرفه جویی میشه (مثل این گروههای تو یاهو یا جی میل حالا تو اجراش باید ببینیم بچه ها چطوری راضی ان)

جلسات دوره همی بگذارن حالا تو کوهی دشتی دمنی که همه باشن انرژی بگیرن و بفهمن که تو این راه تنها نیستن و بعضی اوقات با دیدن بعضیا که پرتلاشترن خواب از سرشون بپره و بیشتر تلاش کنن

سختی این انتظار رو با هم سپری کنن و از این مدت انتظار بهترین استفادرو ببرن که دقیقا بتونن تصور درست تری از محیط مقصد داشته باشن و خودشون رو از همین امروز برای مشکلات احتمالی آماده کنن

و حالا موارد دیگه ای که الان یادم نمیاد

شاید همین الانشم این جور گروهها با مشخصاتی که من گفتم موجود باشه ها خوب معرفی کنید ما هم با اونها join ميشيم کاري نداره که

خوب من جدول اوليه مون رو ميگذارم

از بچه هايي هم که تا الان اعلام آمادگي کردن هم ممنونم هم اينکه بعضي از فيلد هاي اطلاعاتشون که ناقصي داره اگه ميشه تکميل کنن از بقیه هم اگه خواستن من اسمشون رو اضافه کنم موضعشون رو واضح بگن

Voila!! C'est notre tableau

نام متقاضی اصلی

رشته تحصیلی

وضعیت پرونده

وسیله ارتباطی

نام همراه

رشته تحصیلی

وضعیت زبان فرانسه

وضعیت زبان انگلیسی

متقاضی چه روش مهاجرتی

شهر مقصد

شهری مبدا

مونا

لیسانس کامپیوتر

ارسال مدارک

ایمیل

امیر

لیسانس صنایع

۶

۵

کارگر ماهر ایالت کبک

مونترال

تهران

افشین

مدیریت صنعتی

-

ایمیل

نوشین

لیسانس کامپیوتر

۶

۹

کارگر ماهر ایالت کبک

مونترال

شیراز

سارا

-

مقیم

ایمیل

مجرد

معماری

-

۸

سرمایه گذاری

هالیفکس

تهران

 هادی  پرستاری

 منتظر دریافت فایل نامبر

 

ایمیل

 هستی  کتابداری و اطلاع رسانی  ۵  ۶  

کارگر ماهر ایالت کبک

 مونترال  گرگان

   

در مورد گذاشتن ايميل تو اين جدول شک داشتم شايد کسي نخواست هرکي اجازه داد بگه من بگذارم ايميلشم

چیزی به اسم جامعه

 چند وقته که به سرم زده یه کامونیتی کوچولو تشکیل بدم از کسایی که تو شرایط شبیه خودمونن

هم انرژیامون بیشتر میشه هم اگه اشتباهی کردیم میتونیم به هم کمک کنیم . و به اصطلاحی هم دوره هامون رو پیدا کنیم بعد هم اینجا کمک کنیم به همدیگه . هم اینکه انشا ا... اگه خدا بخواد اونجا هم پشت هم باشیم و هی این جامعه رو بزرگ کنیم تا حداقل این غول مهاجرت رو با هم هاپولی کنیم.

ولی خوب نمیدونم از کجا شروع کنم کیا هستن کیا نیستن کیا موافقن کیا مخالفن

البته بهتره از خودمون شروع کنم من امیر مهندس صنایع با 1 سال سابقه کار تمام وقت و 2 سالم تمام وقت مونا هم مهندس کامپیوتر با 2 سال تمام وقت و 2 سالم نیمه وقت

ما مدارکمون رو فرستادیم و الان منتظره یه کشتی هستیم که بیاد و مارو از این جزیره نجات بده!!!

 

هاااااا نه ما مدارکمون رو فرستادیم و الان 2 ماه و 1 هفته است که منتظره فایل نامبریم

امممممما داستان کجاست بچه هایی که تو شرایط ما هستن و دوست دارن بیان تو این کامونیتی من یه جدول دارم درست میکنم اسمشون رو میگذارم توش هر موقع 5 تا خانواده شدیم اونوقت برنامه میگذاریم که هر چند وقت یه بار یه جایی قرار بگذاریم تا با هم تبادل اطلاعات بکنیم.

اینم همون غوله که میگم از ۲۰ / ۲ از منزل خارج شده ولی تا کنون به منزل مراجعت نکرده از یابنده تقاضا میشود پیداش کرد ادرس ما رو نده جون مادرش


فکر کردید امروز اموزش فرانسه نداریم کور خوندین باید یاد بگیرین مگه دسته خودتونه؟

ما در فرانسه خیلی نیاز به  Determiner ها  داریم  اونها قبل هر اسم میان تا موقعیت اسم ها رو مشخص کنیم انواعشون رو با معنی در زیر اوردم.

 


 

Definite articles

در مورد اسمهای عام و یا اسمهای شناخته شده.

le, la, l', les
the

J'ai mangé l'oignon.
من پیاز خوردم (یعنی همون پیازه که همه میشناسیمش).

Indefinite articles

در مورد اسمهای شناخته نشده.

un, une / des
a, an / some

J'ai mangé un oignon.
من یه پیاز خوردم.

Partitive articles

در مورد اسمهایی که تعدادشان نا مشخصه مخصوصا در مورد غذاها و یا نوشیدنی ها.

du, de la, de l', des
some

J'ai mangé de l'oignon.
من یه تعدادی پیاز خوردم.

Adjectives

Demonstrative adjectives

در مورد یک اسم خاص.

ce, cet, cette / ces
this, that / these, those

J'ai mangé cet oignon.
من اون پیاز رو خوردم.

Exclamative adjectives

وقتی بخوایم در مورد یه احساس قوی صحبت کنیم.

quel, quelle / quels, quelles
what a / what

Quel oignon !
عجب پیازی!

Indefinite adjectives

وقتی بخواهیم در مورد چندین چیز یکسان که احساس متفاوتی میدهند صحبت کنیم.

autre, certain, chaque, plusieurs...
other, certain, each, several...

J'ai mangé plusieurs oignons.
من چندین نوع پیاز خوردم.

Interrogative adjectives

وقتی بخواهیم در مورد اصل اومدن یک چیز صحیت کنیم.

quel, quelle, quels, quelles
which

Quel oignon ?
کدوم پیاز?

Negative adjectives

وقتی بخواهیم منفی در مورد یه اسمی صحبت کنیم  و شک در تعداد ش هم داریم.

ne... aucun, nul, pas un...
no, not a single, not one...

Je n'a mangé aucun oignon.
من یک دونه پیاز هم نخوردم.

Numerical adjectives

اعداد که دیگه مشخصا.

un, deux, trois...
one, two, three...

J'ai mangé trois oignons.
من 3 تا پیاز خوردم.

Possessive adjectives

وقتی بخواهیم در مورد دارایی های یک فرد صحبت کنیم.

Mon, ta, ses...
My, your, his...

J'ai mangé ton oignon.
من پیازت رو خوردم.

Relative adjectives

Relative adjectivesکه خیلی هم مصطلحه ارتباط دهنده اسمه با جمله دیگه.

lequel, laquelle, lesquels, lesquelles
which, said

Il a mangé l'oignon, lequel oignon était pourri.
او پیاز خورد که میگفت اون پیاز فاسد بود .

 خلاصه همینا بود برید دیگه دنبال بازیتون!!!