ما برگشتیم
صبحش رفتیم واسه ۲ تا از دوستای عزیزمون که تازه ماه عسلشون بود ویلا کرایه کردیم که اینم واسه خودش داستانی داشت:
این دو تا دوستمون همه بارو بندیل رو جمع کرده بودند و اورده بودند بجز یه سری مدارک پیش پا افتاده مثل شناسنامه و گواهینامه و کارت ملی و بیمه و از اینجور خرت و پرتهای بار زیاد کن.![]()
یه جا اول پیدا کردیم تر تمیز بزرگ با ساحل اختصاصی تازه بزی از سوییتاش جکوزیم داشت . سر قیمتم ۲ ساعت چونه زدیم که صاحبش قبول کرد ازش کم کنه اخرش گفت شناسنامه ندارید نمیشه![]()
دو باره رفتیم گشتیم و گشتیم یه جا دیگه پیدا کریم بعد گفتیم یه رکب بزنیم بهشون گواهینامه مونا رو بدیم به خانم دوستم که تا گفتن مدرک بگه ما گواهینامه داریم رفتیم تو منتها چونه زیاد نزدیم گفت مدارک که خانم دوستم تندی دستشو کرد تو کیفشو گفت این گواهینامم![]()
یه نفس راحت کشیدیم که گیر نداد شناسنامه ۲ تا تونو میخوامو از این حرفا داشتیم میرفتیم بالا که پیرزنه صاحب ویلا یهو به اونی که ویلا رو جور کرده بود یواشی گفت این گواهینامه اون یکی دخترستا!!!![]()
ما همه نفسا تو سینه حبس که الانه که گیر بده که او یارو که ویلا رو جور کرده بود گفت اشکال نداره با همن دیگه و هه هه هه![]()
که ما هم خیالمون راحت شد و رفتیم وسایل رو بردیم تو![]()
بعد رفتیم رامسر رستوران برادران که جاتون واقعا خالی ۲ ساعت تو صف واستادیم تا نوبتمون شد ولی می ارزید. خیلی غذاهاش عالیه رفتید رامسر حتما برادران رو تو برنامتون بزارید.![]()
دیگه بعد ظهر چهارشنبه جایی نرفتیم و به استراحت گذشت.
پنجشنبه خواهر خانمم با باجناغ جان که شبش به ما ملحق شده بودن و مامانم اینا و خواهرم اینا قرار بود بریم جاده ۲۰۰۰ که ماهی بزنیم به بدن اما نمیدونم که چرا از تله کابین رامسر سردراوردیم

توصیه: تله کابین رامسر ۴ کیلومتر طول داره و تا ارتفاع ۹۰۰ متر از سطح دریا بالا میره قیمتش ۱۰۰۰۰ تومن نفریه به نظر من خیلی بهتر از تله کابین نمک ابروده چون هم مدت بالا رفتنش بیشتره هم فضای بالاش خیلی تمیزتره و قشنگتره قیمتشم مناسب تره پیست کارتینگ و پینتبالم داره که اونم نمک ابرود هم داره.
شبشم رفتیم ویلای عموی مونا که اونا هم اتفاقا همون نزدیکیای ما ویلا گرفتن ویلاشون خیلی بزرگ بود از جاده ویلا شروع میشد تا کنار دریا باحال بود جاتون خالی جوجه زدیم
جمعه هم اول صبح رفتم تو سایت رفاحی که حساب بانکیمو اعلام کنم که میگفتن اخرین روزشه
اخه قبلا من رو به عنوان سرپرست خانوار قبول نمیکردن می کردن میگفتن خودمون به موقعش تورو حساب میکنیم
. که الحمد الله با تلاش شخص شخیص بنده و حس مسئولیتی که از خودم نشون دادم من رو به عنوان سرپرست خانوار قبول کردند.![]()
بعد ظهر جمعه ساعت ۳ راه افتادیم که به ترافیک جاده خوردیم و ساعت ۱۱ رسیدیم خونه. راستی یه سوغاتم با خودم اوردم سرماخوردگیه خفن!!!!
راستی شماها جایی نرفتید؟
این وبلاگ جاییست برای