خدایا من بزرگ شدم
پس اگه یکم طولانی شد ببخشید اگرم رو هر کدوم از ۳ موضوع نقدی تشکری کادوییی نقدی
مثلا
چیزی داشتید ما قبول میکنیم.
موضوع اول : شروع مهر و شروع معضل ترافیییییییک

من با یه حساب دو دو تا چهار تا
حساب کردم که هر سال که میگذره برای رسیدن به محل کار باید ۱۵ دقیقه زودتر از خونه حرکت کنید مثلا اگه ساعت ۸ باید سر کارتون باشید و الان ساعت ۶ راه میافتید دقیقا ۷ ۸ سال بعد باید ساعت ۴ صبح از خونتون بیاید بیرون و صد البته که احتمالا ترافیک از جلو پارکینگتون شروع میشه. اه اه اه چقدر بدم میاد از ترافیک و این بوق الکی که مردم میزنن انگار بوق وصله به پدال ترمز هر موقع خدای نکرده مجبور شدن ترمز رو فشار بدن و به یه بنده خدایی راه بدن با بوق ایشون رو مورد حمایت خودشون قرار میدن.
مشکل ترافیک به نظر من عامل خیلی از خسته گیهای بی مورد عصبی بودن هامون و ناراحتیهای الکیمونه
خدایا من رو خلاص کن از این ترافیک بدم میاد خوب
موضوع دوم : مطلب جدید ![]()
حالا این موضوع چیه و اصلا من واسه چی زدمش اونم این بود که تو خیلی از سایت ها یا وبلاگهای ایرانی که دنبال مطلب میگردی میبینی که مطلب هی با ادبیات مختلف تکرار میشه مثلا نیاید ال میشه بیاید بل میشه.![]()
این موضوع رو کارشناسانه بررسی کردم دیدم تو ایران ما کلا طراح کم داریم و انگار یه اصل شده تو ایران
"بر طرحت کم کن و بر کپی افزا"
عزیز من! خواهر من! برادر من!
وبلاگ زدی یه چیز جدید بگو یا اگه تو هم مثل من نمیتونی!!!!!! خوب حداقل حرف دلت رو بزن!
این موضوع در مورد همه صدق نمیکنه ها این در مورد مذمت بعضی از سایتها و وبلاگهاست. سریع همه گارد گرفتن چیه؟ اصلا م.ن.ا.ف.ق.ها رو گفتم کی گفت شماها؟
موضوع سوم: خوب آدم یه روز به دنیا میاد یه روزم از دنیا میره![]()
![]()

موضوع سوم در مورد تولد و مرگه که کارشناسا میگن "هر ادمی که یه روزی اومد یه روزیم میره"
این موضوع خیلی منو درگیره خودش کرده
اومدیم کی میریم؟ همسرم مامانم بابام ..... و و و
چند وقت پیشمونن؟ کی میدونه؟
چرا این حرفا رو میزنم ؟ واسه اینکه داریم به تولدم نزدیک میشیم ۱۶/۰۷/۶۳
انگار هممون تو ایستگاه اتوبوس نشستیم هرکی اتوبوسش میاد پا میشه میره!!!
ماها که مهاجریم (اگه افیسر توفیق اجباری نکنه که بمونیم تو ایران) هم یه روزی اتوبوسمون میاد که بریم
یه مرگ تو ایران
و یه تولد تو دیار دیگه![]()
یه سال دیگه بزرگ شدم حس میکنم خیلی بهتر شدم چیزای جدید یاد گرفتم احساس مسئولیتم بیشتر شده بیشتر بقیه روم تکیه میکنن یا حرفمو قبول دارن اینا خیلی خوبه![]()
از اون طرف که ثانیه ها تند و تند دارن رد میشن حس میکنم فرصت با هم بودن داره همینجور کمتر و کمتر میشه کی رو فردا نمیبینیم!!!!؟ واسه کی دلمون تنگ میشه؟ و دیگه نمیتونیم بغلشون کنیم و با تمامی حواسمون احساسش کنیم و بگیم که از کنارشون بودن لذت میبریم
شاید خجالت بکشم رو در رو بگم بهشون
حالا که بهانه دارم اینجا واسه حرف زدن میگم![]()
ابی جون و مادر جون : که بزرگم کردن تربیتم کردن مهمتر از همه تحملم کردن!!!! دوسم دارن دوسشون دارم![]()
سعیده علی مائده: که حمایتم کردن کمکم کردن غممو خوردن با شادیم شادی کردن دوسم دارن دوسشون دارم![]()
مامان و بابا (ی مونا) آرمان: که حمایتم کردن باهام مهربون بودن باهام خونگرمن دوسم دارن دوسشون دارم![]()
ابوذر و ماری: که همیشه کمکم کردن همفکری کردن دوسم دارن دوسشون دارم![]()
و میرسیم به اصل کاری مونای خودم
(ا ببخشید بالای ۱۸ سال تو سایت نیان لطفا اینجا خانواده نشسته): پشتم بوده بهم اطمینان داره انرژی مثبت زندگیمه همیشه کنارم بوده و پا به پای من تلاش کرده اگه بعضی وقتا از روزگار خسته میشه ظرف ۱ ساعت حالتشو عوض میکنه که بمن سخت نگذره باهام میخنده باهام گریه میکنه شادم شاده ناراحتم ناراحته سختی میکشه که من ناراحتی نکشم و خیلی چیزای دیگه و مهم تر از همه دوسم داره و دوسش دارم![]()
خوب احساس میکن چیزای که میخواستم بگم گفتم. دیگه وقتشه شادی کنیم

تولدم ولودم ولودم مبارک
تولدم ولودم ولودم مبارک
دست دست
بیا وسط آآآآآآه غر تو کمرم فراوونه نمیدونم کجا بریزم![]()
مامور نیرو انتظامی: همینجا همینجا ![]()
بچه ها من و بردن از بچه هام مراقبت کنییید. کمپوت گیلاس دوست دارم
![]()


این وبلاگ جاییست برای